
آن دم که با تو ام ای آنکه زنده از نفس توست جان من آن دم که با توام ، همه عالم از آن من آن دم که با توام ، پرم از شعر و از شراب می ریزد آبشار غزل از زبان من آن دم که با توام ، سبکم مثل ابرها سیمرغ کی رسد به بلندای آسمان من بنگر طلوع خنده ی خورشید بر لبم زان روشنی که کاشتی ای باغبان من باتو سخن گفتن زمهر چه حاجت است؟ خود خوانده ای به گوش من این ، مهربان من ...
ادامه مطلب
روز که باران می بارد ، یک روز که چترمان دو نفره شده ، یک روز که همه جا حسابی خیس است یک روز که گونه هایت از سرما سرخ سرخ ، آرام تر از هر چه تصورش را کنی ، آهسته ، می بوسمت ... یک روز می بوسمت ! هر چه پیش آید خوش آید ! حوصله ی حساب و کتاب کردن هم ندارم ! دلم ترسیده ، که مبادا از فردا دیگر « عشق من » نباشی . آخر ، عشق سه حرفی کلاس اول من ، حالا آن قدر دوست داشتنی شده که برای خیلی ها سه حرف که سهل است ، هزار هزار حرف یک روز می بوسمت به قول شاعر : عشق کلاس اول ، تنها سه حرف است ، اما کلاس آخر ، عشق هزار حرف است ... . یک روز می بوسمت ! فوقش خدا مرا می برد جهنم ! این شعر برام خیلی اشناست فوقش می شوم ابلیس ! آن وقت تو هم به خاطر این که...
ادامه مطلب
کی می خواد مثل تو باشه ،مثل تو که بی نظیری مثه تو که با نگاهت ، منو از خودم می گیری کی می خواد مثل تو باشه ،مثل تو که تکیه گاهی تو به داد من رسیدی،توی تردید و سیاهی همه چی از تو شروع شد،همه چی با تو تمومه چرا دنیارو نبینم ، وقتی چشمات روبرومه عشق تو پناه آخر ، واسه قلب نیمه جونه کی می خواد مثل تو باشه ، کی مثه تو مهربونه وقتی که چشای خیسم، دیگه جایی رو نمی دید جزتوهیچ کس تو دنیا، حال وروزمو نفهمید همه چی از تو شروع شد،همه چی با تو تمومه چرا دنیارو نبینم ، وقتی چشمات روبرومه ...
ادامه مطلب